تبليغاتX
مـــهـــشـــیـــد
Home | Contact | Archive | Friends

حوصله ندارم دیگه یکشنبه بیست و ششم تیر 1384

        

            منم تعطیل

 

 

نوشته شده توسط مهشيد
یک ساعت ویژه..!! یکشنبه بیست و ششم تیر 1384

 

مردی، دیر وقت، خسته و عصبانی، از سر کار به خانه بازگشت. دم در پسر پنج ساله اش را دید که در انتظار او بود.

- بابا! یک سوال از شما بپرسم؟

- بله حتما. چه سوالی؟

- بابا، شما برای هر ساعت کار، چقدر پول می گیرید؟

مرد با عصبانیت پاسخ داد:" این به تو ارتباطی ندارد. چرا چنین سوالی می کنی؟"

- فقط می خواهم بدانم. بگویید برای هر ساعت کار، چقدر پول می گیرید؟

- اگر باید بدانی خوب می گویم، 20 دلار.

پسر کوچک در حالی که سرش پایین بود، آه کشید. سپس به مرد نگاه کرد و گفت:" می شود لطفا 10 دلار به من قرض بدهید؟"

مرد بیشتر عصبانی شد و گفت:" اگر دلیلت برای پرسیدن این سوال، فقط این بود که پولی برای خریدن یک اسباب بازی مزخرف از من بگیری، سریع به اتاقت برو، فکر کن و ببین که چرا اینقدر خود خواه هستی. من هر روز، سخت کار می کنم و برای چنین رفتارهای کودکانه ای وقت ندارم."

پسر کوچک، آرام به اتاقش رفت و در را بست.

مرد نشست و باز هم عصبانی تر شد:" چطور به خودش اجازه می دهد برای گرفتن پول از من چنین سوالی بپرسد؟" بعد از حدود یک ساعت مرد آرام تر شد و فکر کرد که شاید با پسر کوچکش خیلی تند و خشن رفتار کرده است. شاید واقعا چیزی بوده که او برای خریدش به 10 دلار نیاز داشته است. به خصوص اینکه خیلی کم پیش می آمد پسرک از پدرش در خواست پول کند.

مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز کرد.

- خواب هستی پسرم؟

- نه پدر، بیدارم.

- فکر کردم شاید با تو خشن رفتار کرده ام. امروز کارم سخت و طولانی بود و همه ناراحتی هایم را سر تو خالی کردم. بیا، این 10 دلاری که خواسته بودی.

پسر کوچولو نشست، خندید و فریاد زد:" متشکرم بابا" بعد دستش را زیر بالشش برد و چند اسکناس مچاله شده در آورد.

مرد وقتی دید پسر کوچولو خودش هم پول داشته است، دوباره عصبانی شد و غرولند کنان گفت:" با اینکه خودت پول داشتی، چرا باز هم پول خواستی؟"

پسر کوچولو پاسخ داد:" برای اینکه پولم کافی نبود، ولی الان هست. حالا من 20 دلار  دارم. می توانم یک ساعت از کار شما را بخرم تا فردا زودتر به خانه بیایید؟ دوست دارم با شما شام بخورم...."

 

نوشته شده توسط مهشيد
نیستم....!! شنبه بیست و پنجم تیر 1384

 

سلام

من یه مدت نیستم.نمی تونم بهتون سر بزنم.

شرمنده.

نوشته شده توسط مهشيد
اما تو...!! پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384

 

یاد داری که به من می گفتی:

        ((هیچکس...

                      حتی تو))

من سخن های تو باور کردم

           ـ اما تو....؟!

نوشته شده توسط مهشيد
تا ابدیت چهارشنبه بیست و دوم تیر 1384

 

وقتی از تفرقه برمیگردی

تق تق گام تو بر سنگ چه آوای خوشی ست؛

کاش این آمدنت

- تا ابدیت می رفت

نوشته شده توسط مهشيد
بیهودگی دوشنبه بیستم تیر 1384

آه،تا قله هیچ راهی نیست.

گفته بودند،بعد از این قله،

پشت این کوه،زندگی جاریست

قله شد فتح

ای دریغ،آری

بازهم بود قله های دگر

باز شیب و فراز تکراری  

نوشته شده توسط مهشيد
چه بگویم جمعه هفدهم تیر 1384

ای یار نازنین

ما باد را

هرگز نکاشتیم که طوفان درو کنیم

ما بذر کاشتیم

همت گماشتیم که تا روید از زمین

 

اما شبی که جشن درو گرم گشته بود

        - در آن بزم دلنشین-

ناگه حرامیان

      - چه بگویم دگر.....

                        همین!

 

 

چه بگویم...!!

نوشته شده توسط مهشيد
کمک..! پنجشنبه شانزدهم تیر 1384

 

چطوری روح ظاهر میکنن؟

 

نوشته شده توسط مهشيد
قلبی از فولاد پنجشنبه شانزدهم تیر 1384

اینجا سر بزین نظر هم بدین لطفا   نوشته شده توسط مهشيد

تکدی سه شنبه چهاردهم تیر 1384

 

غرور من که به ملک سخن خدایی کرد

دریغ در طلب آشنایی با تو

وفا و عشق ترا

             چون گدا

                    گدایی کرد.

 

مثل همیشه"حمید مصدق"

نوشته شده توسط مهشيد
فریاد بزن دوشنبه سیزدهم تیر 1384

 

  اگه یه روز یه جایی رو پیدا کنی که بتونی فریاد بزنی و هرچیزی که(هر چیزی که نه ولی..) دوست داری بگی .

چی میگی؟

اینجا همون جاست.پس فریاد بزن (ولی لطفا بلند فریاد نزن ممکنه آلودگی صوتی ایجاد کنی)

 

نوشته شده توسط مهشيد
عزم ویرانی شنبه یازدهم تیر 1384

 

کاوه ی آهنگر می گوید

با نگاهی گویا

با لبانی خاموش:

قصر ضحاک هنوز آباد است

تو به ویرانی این کاخ بکوش

نوشته شده توسط مهشيد
فریاد میکشم شنبه چهارم تیر 1384

چون قایق شکسته ز توفانم

ساحل مرا به خویش نمی خواند.

 

امواج می خروشند

امواج سهمگین

آیا کدام موج

اینک مرا چو طعمه به گرداب می دهد؟

گرداب می ربایدم از اوج موج ها

در کام خود گرفته مرا تاب میدهد

فریاد میکشم:

   آیا کدام دست

   برای این نهنگ گران بند میزند؟

ساحل مرا به وحشت گرداب دیده است.

                                 لبخند می زند.

 

 

نوشته شده توسط مهشيد
نه نه نه.........................!! جمعه سوم تیر 1384

اگه احمدی رئیس جمهور بشه من دیگه نمی تونم بنویسم.

بدبخت شدیم

دیگه اگه نداره.هاشمی ۶۰۰۰۰۰۰رای کم داره.

تبریک میگم رئیس جمهور خوبی خواهد بود

نوشته شده توسط مهشيد
نیازی به عنوان نداره..! جمعه سوم تیر 1384

الان کتاب حمید مصدق رو باز کردم بدون اینکه بخوام یه صفحه اومد که اینو توش نوشته بود:

هراسی در دل ما نیست

ستمهایی که بر ما رفت

از این افزون نخواهد شد

دگر کی به شود کشور

اگر اکنون نخواهد شد

چه ربطی داشت؟من اصلا حالم خوب نیست

راستی آقا پرهام ممنون به خاطر کمکتون.دوستای گلم اگه نیاز به طراح وب داشتین یا اگه کدهای جاوا را خواستید آقا پرهام میتونه کمکتون کنه.

نوشته شده توسط مهشيد
دلم تنگ است پنجشنبه دوم تیر 1384

 

دلم برای کسی تنگ است

که آفتاب صداقت را

به میهمانی گلهای باغ می آورد

و گیسوان بلندش را

                 ـ به بادها می داد

و دستهای سپیدش را

                ـ به آب می بخشید 

نوشته شده توسط مهشيد
ایران در دوران احمدی نژاد چهارشنبه یکم تیر 1384

 

یه بار اومدم در مورد سیاست یه چیزی نوشتما حالا هی گیر بدین.

حالا ما مانده ايم و آن دو راهي هميشگي تاريخ. اگر در اين انتخابات كسي چون معين پيروز مي‌شد شايد در آينده كشور مي‌شد افقي از اميد و آرزو را جستجو كرد. من هيچ تصوري از ايران در صورت پيروزي احمدي نژاد ندارم. اما شايد در صورت پيروزي رقيب وي بتوان كور سويي را به انتظار نشست .

اگر در 20 سال گذشته همواره بر سر دو راهي انتخاب بد و بدتر بوديم امروز بين بدترين و پست‌ترين قرار داريم و ما با سرافكندگي كامل بايد يكي از اين دو را بر گزينيم. در غير اين صورت پست‌ترين را به ما تحميل مي‌كنند.
زندگي طنز تلخي است. تا دو سه روز پيش در هر كوي و برزن فرياد زديم و نوشتيم كه بياييد و سرنوشت خودتان را با راي دادن به معين و حقوق بشر و دموكراسي، تعيين كنيد.
حالا هم در شرايطي هستيم كه از ترس مار بايد به اژدها پناه ببريم. حالا هم بايد در كوچه‌ها و خيابان‌ها داد بزنيم و مردم را بخوانيم و بنويسيم كه خطري در كمين است.

هر چه بود گذشت. احمدي نژاد در راه است و خطر او را كم نگيريم:

1-آمدن احمدي نژاد يعني كامل شدن سيكل معيوب مجلس ، قوه قضائيه و رياست جمهوري . سه قوايي كه حمايت رهبري را نيز با خود خواهند داشت. در زماني كه اين سيكل معيوب كامل نشده بود قتل‌هاي زنجيره‌اي را ه انداخته شد ، به كوي دانشگاه حمله كردند و مخالفين خود را در هر نقطه از جهان به قتل رساندند و زنداني كردند. به راحتي مي‌توان تصور كرد از اين به بعد چه خواهد شد.

2- آمدن احمدي نژاد يعني مهاجرت دوباره شهروندان ايراني. جمهوري اسلامي در 26 سال گذشته همواره رفتارش به گونه‌اي بوده كه نيروهاي فكري و كارشناسي كشور چاره‌اي جزء مهاجرت و زندگي در غربت را نداشتند. با اين همه پس از دوم خرداد اين روند معكوس شد و تعداد بسياري با سرمايه‌هايشان به وطن خود بازگشتند . معين با ارائه طرح عفو عمومي به دنبال اين بود كه اين چند پاره‌گي كشور را پايان دهد . حالا با پيروزي احمدي نژاد دوباره اين موج شكل خواهد گرفت و مردم بسياري روانه غربت خواهند شد.آن هم با سرمايه‌هايشان.

3- ريسك اقتصادي كشور به شدت افزايش خواهد يافت . با اين اقدام سرمايه‌گذاري خارجي نه تنها از بين خواهد رفت بلكه در داخل كشور هم كسي تمايلي به سرمايه ‌گذاري نخواهد داشت. در اين حالت كمترين فضايي براي ايجاد فرصت‌هاي جديد شغلي خواهد بود. اين يعني بيكاري گسترده‌تروافزايش نقدينگي و تورم.

4- بازار بورس تهران با آمدن احمدي نژاد كاملا رو به نابودي خواهد گذاشت . در اين حالت بهترين كار براي دارندگان نقدينگي اين است كه به سمت معاملات ارز ، طلا و خريد وفروش زمين و مسكن روي بياورند . اين هم يعني بي ثباتي در اقتصاد و رونق دلالي و واسطه‌گري .در فرايند نابودي بورس تهران حدود سه ميليون نفر از سهامداران آن به شدت ضرر خواهند ديد و بسياري از آنها ورشكسته خواهند شد.

5- به همان ميزان كه احمدي نژاد براي جامعه ايران خطر‌ناك است، بيش از آن براي جامعه جهاني خطرناك است . آنها از هم اكنون به خوبي اين خطر را احساس كرده‌اند . در اين شرايط مراوده و مناسبات ايران با دنياي خارج به شدت دچار چالش و دگرگوني خواهد شد.آنها ماجراي برخورد مجلس هم سو با احمدي نژاد را در باره ترك سل و فرودگاه امام از ياد نبرده‌اند.

6- از نظر احمدي نژاد ، افرادي چون قاليباف و لاريجاني كافر هستند . آن هم به دليل رفتار آنها در جريان انتخابات . براي همين است كه اين دو نيز خطر را احساس كرده‌اند و گفته شده كه مي‌خواهند از هاشمي رفسنجاني حمايت كنند . به خوبي مي‌توان تصور كرد كه از نگاه او ديگر مردم ايران و روشنفكران و زنان وجوانان در چه جايگاهي قرار دارند. احمدي نژاد تنها كانديدايي است كه در گفته‌هايش هيچ اثري از زنان وجايگاه آنها وجود ندارد. زنان محبوب و نزديك احمدي نژاد كساني هستند چون فاطمه آليا و عشرت شايق‌اند كه از چند همسري و كار زنان در منزل و... حمايت مي‌كنند . اين دو نفر در آخرين مصاحبه مطبوعاتي وي در كنارش حضور داشتند.

7- در ديدگاه احمدي نژاد بزرگترين و بهترين كالاي فرهنگي مداحي است . در اين طرز تفكر كامپيوتر ، اينترنت ، روزنامه و جريان آزاد اطلاعات نه تنها معنا ندارد بلكه بايد تا حد ممكن محدود شود.

8- همچنانكه پس از انقلاب و در زمان جنگ و سال‌هاي پس از آن نيرو‌هاي كارشناسي و طبقه متوسط مدرن ايران به حاشيه رانده و در مواردي نابود شدند، اينك نيز موج جديدي در راه است كه همان اتفاق با گستردگي بيشتري تكرار شود. نمونه اين حركت را مي‌توان در نوع برخورد مجلس هفتم با نيروهاي كارشناس كشور جستجو كرد. او از تبار مرداني است كه هر نوع برنامه ريزي را دخالت در كار خداوند مي‌دانند.

حالا ما مانده ايم و آن دو راهي هميشگي تاريخ. اگر در اين انتخابات كسي چون معين پيروز مي‌شد شايد در آينده كشور مي‌شد افقي از اميد و آرزو را جستجو كرد. من هيچ تصوري از ايران در صورت پيروزي احمدي نژاد ندارم. اما شايد در صورت پيروزي رقيب وي بتوان كور سويي را به انتظار نشست.

 

اینو خودم ننوشتما..........................با معینم زیاد موافق نیستم

هاشمی از همشون(احمدی نژاد) بهتره

نوشته شده توسط مهشيد



Archive | Friends