وقتی هنگام غروب کنار دریا نشستی و با تمام وجود احساس میکنی که تنهایی، احساس میکنی که هیچکس رو نداری که این غروب زیبا رو با اون سهیم باشی،اون موقع هست که باید یاد زمانی بیفتی
که خیلی ها دوستت داشتند و میخواستند که دوسشون داشته باشی، خیلی ها ازت کمک میخواستند و تو حاضر نشدی کمکشون کنی.
حالا دیگه این غروب قشنگ برای تو هیچ معنی و مفهومی نداره واین احساس تنهایی حاصل لحظات خود خواهیه توئه.مگه چند سال قراره عمر کنی؟فکر میکنی چند سال دیگه زنده ای؟دیگه از 100 سال که بیشتر نیست ، توی این دنیای کوچیک 100 سال خیلی کمه و مثل باد میگذره.الان که...(سن خودت)سال از عمرت گذشته، تا کی همه چیز رو برای خودت میخوای؟تا کی میخوای از دیگران نفرت داشته باشی؟
بیا از همین حالا زیبایی ها و قشنگی های دنیا رو به هم هدیه کنیم.بیا از همین حالا همه رو دوست داشته باشیم،
شاید اینطوری غروب زندگیمون زیباتر بشه و دیگه احساس تنهایی نکنیم.![]()

1.اگه گفته بودم هرکی سر زد منتظر نباشه که بهش سر بزنم به خاطر این بود که بعضیا نظر میدن تا نظرات وبلاگشون بیشتر بشه ، میخواستم اونا دلشون رو به نظر من خوش نکنن.(کسی که ناراحت نشد؟)
2.معلوم نیست دیگه بتونم آپ کنم.چون مدرسه ها شروع شد ومنم کلی درس دارم(حالا انگار میخوام درس بخونم)
ماله خودتون.مریم جون، آقا سپهر، آقا عرفان، آقای سرگردان و.....ممنون میشمAntiboys-Antigirls.3
اگه لطف کنید و وبلاگ رو آپ کنید. به نظرم وبلاگ باحالی بشه(الان همه میان دعوام میکنن که تو خجالت نمی کشی.........)
4.از همین حالا بگم: کسانی که لطف می کنید(می کردید) سر میزنید و نظر میدید(با شما هستم بیننده ی محترم) من دیگه به وبلاگ کسی سر نمیزنم (حتما میگید بهتر، از دست یه دیوونه ای مثل تو(من)راحت شدیم)یعنی راستشو بخواید اگرم بخوام نمیتونم چون بچه های بلاگفا انقدر زیادن که..............اگرم بخوام به یکی سر بزنم اون یکی میگه چرا به من سر نزدی.اصلا اگه من بتونم بازم بیام فقط برای چت میام نه چیزه دیگه ای.
5.فروغ که از بچگی باهاش دوست بودم رفت مدرسه ی دکتر حسابی.رامینا که امسال باهاش آشنا شدم ولی خیلی دوستش دارم رفت دکتر حسابی(رامینااااااا![]()
ا).سحر هم که قرار بود امسال با هم باشیم، رفت. بقیه ی بچه های سوم الف پارسال هم نه دوست من هستن نه میخوام باهاشون دوست باشم(مریم جون و شکوفه خانوم ناراحت نشید ولی شما خودتون کلی دوستای خوب دارید و من نمی خوام مزاحم شما باشم)حالا من باید چیکار کنم؟خدا داند، به هر حال امسال هم مثل سالهای دیگه میگذره.زیاد مهم نیست.
6.نمی دونم چرا ولی لینک های قبلی همشون پاک شدن، منم لینک کسایی که یادم بود رو گذاشتم حالا لینک هر کسی بوده و حالا نیست به بزرگواریه خودش ببخشه.
7.اگر بار گران بودیم و رفتیم اگر نامهربان بودیم و رفتیم(من به این مهربونی، دلتون میاد)
سلام
وبلاگ از حالا تا هر وقت که دلم بخواد تعطیله
کسایی هم که لطف میکنن و نظر
میدن منتظر نباشن که بهشون سر بزنم
نظر خواهی رو هم نمی بندم چون لازمش دارم.
دیگه.....مطالب قشنگ که ننوشتم ولی هرچی
میخواین کپی کنید.
اسب نفس بریده را
طاقت تازیانه نیست
نوشته شده توسط مهشيد
چه روزای بدی هستن این روزا
1.سحر میخواد بره.![]()
2.سحر می خواد بره.![]()
3.سحر میخواد بره.
به رود زمزمه گر گوش کن
4.مهر میخواد بیاد.
که می خواند
5.من 14 سالم شد.
سرود رفتن ورفتن
6.فروغ نیست.
وبرنگشتنهارا
7.رامینا هم نیست.![]()
8.عمه ی آزاده فوت کرد.(تسلیت)![]()
9. امیر خان کیک گیرشون نیومد.![]()
10.خسته شدم.![]()
11. هرجا میخوام برم........![]()
12. تنها شدم.![]()
13.بازم بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مهربون من !
تا وقتي كه تو هستي، تا لحظه اي كه ياد تو در خاطر من جاريست!
تا زماني كه دستهاي گرمت همراه دستاي خسته اي منه!
تا وقتي كه نگاهت تنها پناهگاه و تكيه گاه نگاه سرگردان منه!
تا زماني كه تو همسفر جاده زندگي من هستي!
تا وقتي كه شونه هاي تو امن ترين جاي دنياست براي من!
من زنده هستم! براي زندگي كردن با تو!
از وبلاگ می خوام با تو باشم تا همیشه
کپی کردم.کاره بدی کردم؟آخه.....
سحر عزیزم تولدت مبارک
ایشالا ۱۰۰۰۰۰۰۰۰ ساله بشی

نوشته شده توسط مهشيد
فریاد گمشده تا ۲۰ شهریور روز تولد سحر گلی آپ نمیشه.(حتما میگید بهتر
)
***
اهمیتی ندارد که از کدامین نقطه آغاز میکنی مهم آن است که آن را کجا به پایان می بری.
***
بودن دیگر است و شدن دیگر
آن که شد باری
از شدنتر نخواهد ماند.
***
مفهوم واژه ی وطن امروز
دیگر نه کوی و برزن و شهر است و
شارسان
اینک وطن شده
محدودتر ز خانه ی من
دیوار خانه مرز وطن هاست
بیگانه ای تو در وطن من
من نیز
در مرز خانه ی تو
بیگانه هستم و دشمن
***
هرگز آرزو مکن تا جز خویشتن خویش کسی باشی اما بکوش تا بهترین خویشتن خویش باشی.
***
تو تنها انسان روی زمین هستی که می توانی از توانمندی های مختص خود استفاده کنی.
***
تو مپندار که خاموشی من
هست برهان فراموشی من
***
هنگامی که به خورشید نگاه میکنی سایه ای نخواهی دید.
***
مردم اغلب از بی وقتی شکایت می کنند در حالی که مشکل اصلی بی هدفی است.
***
تا دوردست ترین افق ها که سفر کنی همواره از آنجا افق های دورتری را نیز خواهی دید.
***
مثبت اندیشی آن است که جا به جا کردن کوه ها را ممکن بدانی.
***
زیستن به سان درختی تنها و آزاد
برادرانه زیستن به سان درختان یکی جنگل
این است رویای من
***
حقیقت از زندگی پر بها تر است
همه چیز را فدای حقیقت کن
آما هرگز حقیقت را فدای چیزی نکن
***
من دیگه نمی تونم آپ کنم .یه مدت که مسافرتیم بعدش هم که مهر میاد و...................
بای![]()
نوشته شده توسط مهشيد
می توانید؟نمی توانید؟
قوی هستید یا ضعیف و ناتوان؟
درسته.در هر دو مورد حق باشماست.![]()
الان حالم خیلی خوبه. یکی رو پیدا کردم واسه درد و دل کردن.خیلی دوست دارم تندیس جون

(می دونم عکسش بی ربطه ها ولی خوب من خوشم اومد گذاشتم
نمی دونم از جایی کش رفتم یا خودم پیداش کردم)
نوشته شده توسط مهشيد
رسیدن به مقصدی که هرگز برای خود در نظر نگرفته ای به همان اندازه دشوار است که از
جایی که هرگز نرفته ای بازگردی.
(عکس ندارم)
اینم وبلاگ تندیس عزیزم حتما سر بزنید....
نوشته شده توسط مهشيد۱.سلام
من برگشتم.
۲.پست قبلی را همه قبلا خونده بودن![]()
۳.صبر کنید بیام بهتون سر بزنم آخه خیلی وقته که نیومدم.
۴.یکی از پست های سحر نمی دونم از کجا ولی به هر حال اومده توی وبلاگ من.(چیکار کنم سحر)
۵.(چی بگم دیگه)
۶.تا زمانی که دستهایتان را از جیبتان بیرون نیاورید نمی توانید از نردبان سعادت و خوشبختی بالا روید.
نوشته شده توسط مهشيد
عشق عشق می آفریند
عشق زندگی می بخشد
زندگی رنج به همراه دارد
رنج دلشوره می آفریند
دلشوره جرئت می بخشد
جرئت اعتماد به همراه دارد
اعتماد امید می آفریند
امید زندگی می بخشد
زندگی عشق می آفریند
عشق عشق می آفریند
نوشته شده توسط مهشيد