تبليغاتX
مـــهـــشـــیـــد
Home | Contact | Archive | Friends

تسلیت پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384

رخساره جان نمی دونم چی باید بگم

فقط....تسلیت میگم

ولی هنوزم باورم نمیشه.....آخه چرا؟؟؟؟!!!؟!؟!؟!؟

 

نوشته شده توسط مهشيد
شاید پنجشنبه نوزدهم آبان 1384

از دست دادن کسانی که دوستشون داشتم آزار دهنده بود

تا زمانی که متقاعد شدم

 هیچ کس کسی را از دست نمی دهد چون هیچکس مالک کسی

نیست.

و چه خوبه که میتونی بهترین و مهمترین چیزهای عالم رو داشته باشی

 بدون اینکه صاحبشون باشی.

تا حالا شده...؟؟؟

نوشته شده توسط مهشيد
سحر کجایی؟؟!؟! شنبه چهاردهم آبان 1384

زودتر بیا
من زیر باران ایستاده ام
و انتظار تو را می کشم.
چتری روی سرم نیست
می خواهم قدم هایت را،با تعداد قطره های باران شماره کنم
تو قبل از پایان باران می رسی
یا باران قبل از آمدن تو به پایان می رسد؟
مرا که ملالی نیست
حتی اگر صد سال هم زیر باران بدون چتر بمانم
نه از بوی یاس باران خورده خسته می شوم
نه از خاکی که باران غبار را از آن ربوده است.
هر وقت چلچله برایت نغمه ی دلتنگی خواند
و خواستی دیوار را از میان دیدارهایمان برداری بیا
من تا آخرین فصل باران منتظرت می مانم.
سحر جون ما اینجا منتظریم  تا تو بیای.منتظریم ها
 
 
نوشته شده توسط مهشيد
صدایم کن پنجشنبه دوازدهم آبان 1384

از من که میگذری،

تمام قصه هایت را از بر می شوم،

ای تا ابد افسانه ی ازلی

 

سحر پشت پنجره،منتظر ایستاده است

 

صدایم کن

من ،از میهمانی شب جا مانده ام

نوشته شده توسط مهشيد
خسته ام سه شنبه دهم آبان 1384

دیگر نه واژه ای هست که شعری بگویم
و نه احساسی که بسرایمش
گاهی پوچ، گاهی عبث
گاهی هم بی وجود
حرفهایم هم تکراری
روزهایم بیهوده
قصه همیشه زندگی
کاش سفر شروع شود
من خسته ام

 من...........خسته ام

نوشته شده توسط مهشيد
دلتنگم پنجشنبه پنجم آبان 1384

من از اهالی اصیل و قدیمی محله ی متروکه ای هستم

که تو،

از آن،

حتی،

عبور هم نکرده ای

و نمی دانی

چقدر

برایت دلم،

تنگ است.

 

نوشته شده توسط مهشيد
تنهایی من سه شنبه سوم آبان 1384

تنهایی من ماری است

ساکت و بی کلام

اگر زمانی اتفاقا به خواب تو آمد

نترس

او، دوست خاموش و وفادار من است

با دلی پر از دلتنگی

دلتنگ چمنزاران شاداب

و عطر گیسوان تو

به آرامی مهتاب، مار کوچک

به آرامی از کنار تو خواهد گذشت

و آنگاه رویای تو

چون گل سرخی

دوباره سرخواهد زد

او میگذرد،

یقین داشته باش!

مثل من، آرام و بی صدا

از کنار رویای معطر تو

تنهایی من

ماری خاموش و بی صداست.

مواظب باش..!!

نوشته شده توسط مهشيد



Archive | Friends