سلام 
خوب هستین؟؟! 
اون : یکم وبلاگتو پر محتوا تر کم.
من : نمی دونم چی بنویسم .
اون : معلومه که مطالعه نداری.
من : چرا ٬ کتاب که زیاد میخونم.
اون : پس ذوقت کوره 
من : 

واقعا به زندگی امیدوار شدم
روحیه گرفتم 

آخه هیچ اتفاق خاصی نمیافته که من بخوام بنویسم در موردش
نویسنده ام که نیستم بیام چیزای ادبی بنویسم
چرت و پرتم بلد نیسم بنویسم
خلاصه که آره...!

چه لطیف است حس آغازی دوباره.
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز
و چه اندازه عجیب است٬ روز ابتدای بودن !
و چه اندازه شیرین است امروز
روز میلاد من
روزی که من آغاز شدم !
تولدم مبارک
معمولا روز تولدم دلم خیلی میگیره
نمیدونم چرا دلم نمی خواد بزرگ بشم.همش فک میکنم چند سال دیگه حسرت این روزا رو میخورم.این روزایی که الکی الکی دارم از دستشون میدم٬ بدون اینکه کاری کرده باشم.
ببخشید خیلی حرف زدم 
مواظب خودتون باشید
فعلا...
سلااااااااااااااااااام ![]()
خوبین؟؟!![]()
خوش میگذره؟؟!![]()
خب به سلامتی...![]()
ببین سحری
من هرچی فکر می کنم شعر واسه تفلد یادم نمیاد.
هرچی تو کتابا میگردم از مرگ و غم و غصه و اینا میحرفن.
اصلا جامعه خراب شده٬ همه افسرده شدن.
خب حالا اشکال نداره
من خودم شاعرم ![]()
تولدت مبارکــــــــــــــــــــــــــ
ایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن جمله ی منه : تولدت مبارک
فک کردن اصلا نمی خواد
تولدت مبارک
فقط واسه تو ساختمش
تولدت مبارک
به چشماتم خیلی میااااد ![]()
![]()

فردا بسی خوش میگذره
جای همگی خالیه ![]()
مواظب خودتون باشید ![]()
بااااااااااای![]()