تبليغاتX
مـــهـــشـــیـــد
Home | Contact | Archive | Friends

؟؟! یکشنبه هجدهم آذر 1386

روز ها برای امروز شدن در صف نوبت ایستاده اند.
پ.ن: یعنی چندتا دیگه تو صفن؟؟!

 

نوشته شده توسط مهشيد
زلزله پنجشنبه پانزدهم آذر 1386

صبح یه زلزله کوچولو اومد.یعنی من خواب بودم، بیدار شدم دیدم داره زلزله میاد بعد زود تموم شد منم

دوباره خوابیدم.

ظهر داشتم فکر می کردم اگه این از اون زلزله بدا بود چی میشد؟؟!

اگه می مردم سال دیگه نمی تونستم برم رشته هنر،

نمی تونستم دانشگاه هنرهای زیبا قبول شم.

تازه دیگه یه نقاش بزرگم نمی شدم.

سارا رو هم نمیدیدم دیگه، دلم براش خیلی تنگ می شد

هـِـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی...

 

نوشته شده توسط مهشيد
یه روز خوب ! دوشنبه دوازدهم آذر 1386

  • امروز روز خوبی بود !

       سارا چندتا شاخه گل نرگس بهم داد.

      زنگ تفریحم بارون میومد٬ با سارا زیر بارون قدم زدیم.خیس خیس شدیم

       آخرشم معاونمون اومد به زور بردمون داخل. زنگ آخرم کلی عکس گرفتیم با بچه ها.

  • تصمیمم رو گرفتم٬ سال دیگه میرم هنر

 

 

نوشته شده توسط مهشيد
نامردی جمعه نهم آذر 1386

مردان در صید عشق به وسعت نا منتهایی نامردند.گدایی عشق می کنند٬ تا وقتی مطمئن به

تسخیر قلب زن نشدند٬ اما همین که شدند٬مردانگی را در کمال نامردی به جا می آورند.

 

                                                                                                        " دکتر علی شریعتی"

نوشته شده توسط مهشيد
بهار سه شنبه ششم آذر 1386

بهار٬ آرزوی بر باد رفته ی پاییز است.

 

نوشته شده توسط مهشيد
... شنبه سوم آذر 1386

  •  از وقتی به هنر فک مکینم خیلی امیدوار شدم، به همه چی.
    خیلی روحیه گرفتم.
    از فردا میخوام برم کلاس نقاشی. نمی دونم چی شد که تو این مسیر قرار گرفتم،من هیچوقت به رشته نقاشی فک نکرده بودم.
    البته یادمه بچه تر که بودم هروقت از جلو دانشکده هنر و معماری شیراز رد می شدم میگفتم اینجا دانشگاه منه.
    یا اینکه توی دفتر خاطراتم چند بار نوشته بودم : چرا دید مردم  به هنر و هنرستان اینقد بده؟! چرا تو ایران هنر اینقد بی اهمییت واسه مردم و ...
    شاید همیشه به عنوان یه رویا بوده برام ولی الان خیلی امید دارم.مطمئنم که اگه تصمیم بگیرم و بخوام تو این رشته موفق میشم اما دلمم نمیاد ریاضی رو ول کنم.
     از وقتی به هنر فک میکنم خیلی امیدوار شدم ، به همه چی.

 

  •  اگه بدونی چقد دلم دوس داره برات تنگ بشه.

 

نوشته شده توسط مهشيد



Archive | Friends